عضویت در کانون | عضویت در سایت | گالری عکس | تالار گفتمان | پیوندهای مرتبط | نقشه سایت | English
مقالات > اجتماعی
اجتماعی
در بند «دال» کنوانسیون حقوق معلولین آمده است:

با نگرانی از این که با وجود این اسناد و اقدامات مختلف، معلولان همچنان در مشارکت اجتماعی به عنوان اعضاء برابر (با سیایر اشخاص) با موانعی مواجه می شوند و حقوق انسانی آن ها در تمام نقاط دنیا برای رسیدگی به مشکلات شدید اجتماعی و گسترش حضور آنها در عرصه های مختلف مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جهت فرصت های برابر چه در کشورهای توسعه یافته و چه در حال توسعه، دولت ها موافقت خود را به شرح ذیل اعلام می نمایند.

24 ساعت تا زندگی
دشمن من، احساسات

خیلی جدی نگیرید، احساسات واقعاً دشمن آدم ها نیستند. فقط اگر ندانیم چطور از آنها استفاده کنیم، می توانند مثل دشمن ما باشند.

علل کندی و عدم تکامل سازمان های غیردولتی در ایران

سازمان های غیر دولتی یا سازمان های مردم نهاد که به اختصار (سمن) نامیده شده همان N.G.O (Non Govermental Orgarization) است که در ایران بیش از یک قرن (زمان مشروطه) سابقه دارد. نگارنده بیش از 14 سال در این خصوص مطالعه و فعالیت داشته ام، اما تحقیق در این خصوص را سال1376 آغاز کردم که ضروری دیدم عزیزان معلول و خانواده های آنان هم مختصری از تاریخچۀ آن آگاهی یابند.

من و تو می توانیم ما شویم

از توان یاب بگویم یا ناتوان جسمی؟ از فرد معلول بگویم یا فرد غیر معلول؟ از حضور اجتماعی بنویسم یا انزوای همیشگی؟ از فرهنگسازی دم بزنم یا بی تفاوتی؟ از مناسب سازی صحبت کنم یا وجود پله ها؟ از کنوانسیون بین المللی حقوق معلولین بگویم یا عدم توجه به حقوق لازم الاجرا؟ از عشق به زندگی بنویسم یا دردهای جسمی لاعلاج؟ از دست ها و پاهای کم توان بگویم یا اراده های محکم و استوار؟ از دلهای همیشه امیدوار بگویم یا چشم های عاشق ولی کم نور؟ از صدای امواج آبی دریا بگویم یا گوش هایی که به جز زمزمه زندگی صدای دیگری نمی شنوند؟ از ذهن های ناتوان و شیرین سخن بگویم یا قلبهای پاک و بی آلایش؟ از خانواده های پشتیبان فرد معلول بگویم یا آسایشگاههای متعدد و فعال؟ از مادران فداکار و پرستاران زحمتکش بگویم یا پدران مهربان و قیم های خداشناس؟

من سرویس ایاب ذهاب می خواهم چه کنم؟!

«روی تخت دراز کشیده ام. نگاهی به ساعت می کنم، 3 بعد از ظهر. دلم گرفته. گویا امروز، فضای چهاردیواری اتاقم کوچکتر شده و احساس خفگی دارم. دلم می خواهد آب و هوایی عوض کنم، یا به موسسه آموزشی مان پیش دوستانم بروم شاید این احساس تنگی نفس و بغض سنگینم تسکین و آرامش یابد. صندلی چرخدارم کنار تختم است اما چه فایده به تنهایی و بدون کمک مامان نمی توانم از آن استفاده کنم. مامان چند روزی است که کمر درد و پا درد و بیماری امانش را بریده اما این فرشته مهربان به روی خودش نمی آورد و طبق معمول همیشه، کارها و درخواست های من را انجام می دهد.

همچون پرنده

"همچون پرنده ای باش که بر روی شاخه ای سست آواز می خواند...شاخه می لرزد، ولی پرنده می خواند...زیرا اطمینان دارد که بال او" پر" دارد..."این را" گوته " شاعر توانای آلمانی می گوید و ما بدنبال"پرنده ی کوچک خوشبختی" تقویم را، ورق می زنیم و سراغ "پرنده ی کوچک خوشبختی" را از" عطیه معصومی" نقش آفرین کوچک این فیلم می گیریم.

ازدواج و معلولین

انسان موجودی است اجتماعی یعنی بر خلاف داستان «رابینسون کروزو» که در جزیره ای به تنهایی می زیست، بدون تعامل اجتماعی امکان ادامه حیات برایش امکان پذیر نیست.

 
Copyright © ۲۰۰۹ IranTavana.com - All rights reserved
E-mail : info@irantavana.com